FA
IranDeutschland

فرهنگ · اقتصاد · جامعه

der Brauch

رسم؛ آیین

B2فرهنگ و فراغت

معنی

کاری که در یک جامعه به‌طور سنتی انجام می‌شود.

نمونه: Das Springen über das Feuer am Tschaharschanbe Suri ist ein alter Brauch.
پریدن از روی آتش در چهارشنبه‌سوری رسمی کهن است.

به زبان‌های دیگر

واژه‌های مرتبط