der Eintritt
ورود؛ ورودیه
B1فرهنگ و فراغتسفر و حملونقل
معنی
داخل شدن؛ همچنین پولی که برای آن میپردازند.
نمونه: Der Eintritt ins Museum ist sonntags frei.
ورود به موزه یکشنبهها رایگان است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish admission, entry; entrance fee
- DEDeutsch der Eintritt
واژههای مرتبط
- ankommenرسیدنپس از سفر به مقصد رسیدن. نمونه: Wann kommt das Flugzeug in Frankfurt an? هواپیما کی به فرانکفورت میرسد؟A1سفر و حملونقل
- aus dem Stegreifبداهه، بیمقدمهبدون آمادگی و ناگهانی. نمونه: Der Dichter trug aus dem Stegreif ein Ghasel vor. شاعر غزلی را بداهه خواند.C1فرهنگ و فراغتکار و شغل
- ausgebuchtتکمیل؛ پر (از رزرو)حالتی که هیچ جا یا اتاق خالی باقی نمانده است. نمونه: Zu Weihnachten sind die Hotels in Salzburg oft ausgebucht. در کریسم…B2سفر و حملونقل
- befremdlichعجیب، ناآشنا و ناخوشایندچنان ناآشنا که آزاردهنده یا عجیب به نظر میرسد. نمونه: Anfangs fand er die deutsche Direktheit etwas befremdlich. او در…C1فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
- buchenرزرو کردنجا، اتاق یا سفری را از پیش رزرو کردن. نمونه: Ich habe den Flug online gebucht. پرواز را اینترنتی رزرو کردم.A2سفر و حملونقل
- das Auslandخارج (از کشور)همهٔ کشورها بهجز کشور خود آدم. نمونه: Viele junge Iraner möchten im Ausland studieren. بسیاری از جوانان ایرانی میخواهن…B1سیاست و جامعهسفر و حملونقل
درخواست واژه