das Publikum
تماشاگران؛ مخاطبان
B2فرهنگ و فراغت
معنی
کسانی که در یک برنامه تماشا میکنند یا گوش میدهند.
نمونه: Das Publikum applaudierte am Ende minutenlang.
در پایان تماشاگران چند دقیقه کف زدند.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish audience
- DEDeutsch das Publikum
واژههای مرتبط
- der Duktusسبک نگارش، شیوهٔ خطویژگی خاص یک دستخط، ضربهٔ قلممو یا شیوهٔ نوشتن. نمونه: Der nüchterne Duktus des Berichts verstärkt seine Wirkung. سبک…C2فرهنگ و فراغت
- der Eintrittورود؛ ورودیهداخل شدن؛ همچنین پولی که برای آن میپردازند. نمونه: Der Eintritt ins Museum ist sonntags frei. ورود به موزه یکشنبهها را…B1فرهنگ و فراغتسفر و حملونقل
- der Epigoneمقلد، دنبالهرو بیخلاقیتمقلدی که سبک یک الگوی بزرگ را بیآنکه خلاقیتی داشته باشد تقلید میکند. نمونه: Nach Hafis kamen viele Epigonen, aber kein…C2فرهنگ و فراغت
- der Feiertagتعطیل رسمیروز ویژهای که بیشتر مردم در آن کار نمیکنند. نمونه: Am Feiertag sind die Geschäfte geschlossen. در روزهای تعطیل رسمی مغ…A2فرهنگ و فراغت
- der Gastمهمانکسی که او را به خانه دعوت میکنیم. نمونه: Bei uns bekommt jeder Gast zuerst Tee und Obst. در خانهٔ ما هر مهمانی اول چای…B1فرهنگ و فراغتخوراک و نوشیدنی
- der Geburtstagتولد، سالروز تولدروزی که به دنیا آمدهای و هر سال جشن میگیری. نمونه: Alles Gute zum Geburtstag! تولدت مبارک!A1فرهنگ و فراغتخانواده و مردم
درخواست واژه