der Epigone
مقلد، دنبالهرو بیخلاقیت
C2فرهنگ و فراغت
معنی
مقلدی که سبک یک الگوی بزرگ را بیآنکه خلاقیتی داشته باشد تقلید میکند.
نمونه: Nach Hafis kamen viele Epigonen, aber kein ebenbürtiger Dichter.
پس از حافظ مقلدان بسیاری آمدند، اما هیچ شاعری همپایهٔ او نیامد.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish epigone, imitator
- DEDeutsch der Epigone
واژههای مرتبط
- der Gastمهمانکسی که او را به خانه دعوت میکنیم. نمونه: Bei uns bekommt jeder Gast zuerst Tee und Obst. در خانهٔ ما هر مهمانی اول چای…B1فرهنگ و فراغتخوراک و نوشیدنی
- der Geburtstagتولد، سالروز تولدروزی که به دنیا آمدهای و هر سال جشن میگیری. نمونه: Alles Gute zum Geburtstag! تولدت مبارک!A1فرهنگ و فراغتخانواده و مردم
- der Gesichtsverlustاز دست دادن آبرو؛ آبروریزیاز دست دادن اعتبار و حیثیت در برابر دیگران. نمونه: Um einen Gesichtsverlust zu vermeiden, lehnte er das Angebot nicht di…C2فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
- der Kanonآثار معیار، کانون ادبیمجموعهٔ آثاری که بسیار مهم و الگو به شمار میروند. نمونه: "Die blinde Eule" von Sadegh Hedayat gehört längst zum Kanon d…C2فرهنگ و فراغتآموزش و تحصیل
- der Qanatقنات (دری: کاریز)آبراهی زیرزمینی و سنتی که آب زیرزمینی را به آبادیها میرساند. نمونه: Die persischen Qanate gehören zum UNESCO-Welterbe.…C2فرهنگ و فراغتطبیعت و آبوهوا
- der Romanرمان (دری: ناول)کتاب بلندی با داستانی خیالی. نمونه: Ich lese gerade einen Roman von Sadegh Hedayat auf Deutsch. دارم رمانی از صادق هدایت…B1فرهنگ و فراغت
درخواست واژه