das Kleinod
گوهر، اثر نفیس
C2فرهنگ و فراغت
معنی
ادبی: چیزی گرانبها، اغلب کوچک و بسیار زیبا.
نمونه: Der Garten von Fin in Kaschan ist ein Kleinod persischer Gartenkunst.
باغ فین کاشان گوهری از هنر باغسازی ایرانی است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish gem, treasure
- DEDeutsch das Kleinod
واژههای مرتبط
- der Vereinانجمن، باشگاهگروهی از مردم با علاقهٔ مشترک، مثلاً ورزش. نمونه: Ich spiele Fußball in einem Verein. در یک باشگاه فوتبال بازی میکنم.A2فرهنگ و فراغتسیاست و جامعه
- der Vierzeilerرباعی، دوبیتیشعری کوتاه در چهار مصراع. نمونه: Omar Chayyams Vierzeiler sind in Deutschland seit dem neunzehnten Jahrhundert bekannt.…C2فرهنگ و فراغت
- der Wettbewerbرقابت؛ مسابقهوضعیتی که در آن چند نفر یا چند شرکت میخواهند از دیگران بهتر باشند. نمونه: Der Wettbewerb auf dem deutschen Markt ist se…B2اقتصاد و تجارتفرهنگ و فراغت
- der Zeitgeistروح زمانهشیوهٔ اندیشه و حالوهوای ویژهٔ یک دوره. نمونه: Die Ausstellung fängt den Zeitgeist der Teheraner Sechzigerjahre ein. این…C2فرهنگ و فراغتسیاست و جامعه
- die Allegorieتمثیلبیانی که در آن مفهومی انتزاعی با تصویر یا داستانی بازنمایی میشود. نمونه: Attars "Die Konferenz der Vögel" ist eine Alle…C2فرهنگ و فراغت
- die Anspielungکنایه، اشارهاشارهٔ غیرمستقیم به چیزی بیآنکه نامش برده شود. نمونه: Das Gedicht enthält viele Anspielungen auf Rumi. این شعر اشارهها…C1فرهنگ و فراغت
درخواست واژه