der Verein
انجمن، باشگاه
A2فرهنگ و فراغتسیاست و جامعه
معنی
گروهی از مردم با علاقهٔ مشترک، مثلاً ورزش.
نمونه: Ich spiele Fußball in einem Verein.
در یک باشگاه فوتبال بازی میکنم.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish club, association
- DEDeutsch der Verein
واژههای مرتبط
- der Geburtstagتولد، سالروز تولدروزی که به دنیا آمدهای و هر سال جشن میگیری. نمونه: Alles Gute zum Geburtstag! تولدت مبارک!A1فرهنگ و فراغتخانواده و مردم
- der Generationenkonfliktشکاف نسلهااختلاف یا تفاوت ارزشها میان جوانان و سالمندان. نمونه: In Migrantenfamilien ist der Generationenkonflikt oft besonders s…C1خانواده و مردمسیاست و جامعه
- der Gesichtsverlustاز دست دادن آبرو؛ آبروریزیاز دست دادن اعتبار و حیثیت در برابر دیگران. نمونه: Um einen Gesichtsverlust zu vermeiden, lehnte er das Angebot nicht di…C2فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
- der Kanonآثار معیار، کانون ادبیمجموعهٔ آثاری که بسیار مهم و الگو به شمار میروند. نمونه: "Die blinde Eule" von Sadegh Hedayat gehört längst zum Kanon d…C2فرهنگ و فراغتآموزش و تحصیل
- der Konsensاجماع، توافق همگانیهمنظری همهٔ طرفها در یک موضوع. نمونه: Im Team wurde schließlich ein Konsens gefunden. سرانجام اعضای تیم به اجماع رسیدن…C1سیاست و جامعهکار و شغل
- der Mannمرد؛ شوهرانسان بالغ از جنس مذکر؛ همچنین همسر یک زن. نمونه: Mein Mann arbeitet bei einer Firma in Frankfurt. شوهرم در یک شرکت در ف…A1خانواده و مردمسیاست و جامعه
درخواست واژه