das Erbe
میراث
B2فرهنگ و فراغتخانواده و مردم
معنی
آنچه از نسلهای پیشین به جا میماند، مانند فرهنگ یا دارایی.
نمونه: Persepolis gehört zum Weltkulturerbe der UNESCO.
تخت جمشید جزو میراث جهانی یونسکو است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish heritage; inheritance
- DEDeutsch das Erbe
واژههای مرتبط
- das Mädchenدخترکودک دختر یا دختر جوان. نمونه: Das Mädchen spielt mit seiner Katze. دختر با گربهاش بازی میکند.A1خانواده و مردم
- das Menetekelهشدار شوم؛ نشانهٔ بدفرجامینشانهٔ هشداردهندهای جدی از فاجعهای که در راه است. نمونه: Der sinkende Grundwasserspiegel ist ein Menetekel für die Lan…C2فرهنگ و فراغتسیاست و جامعه
- das Neujahrسال نونخستین روز سال تازه و جشن آن. نمونه: Das iranische Neujahr beginnt am ersten Frühlingstag. سال نو ایرانی در نخستین روز ب…A2فرهنگ و فراغت
- das Pathosشور پرطمطراق، احساساتگراییبیان رسمی و اغلب اغراقآمیز احساسات شدید. نمونه: Die Rede kam ganz ohne Pathos aus und überzeugte gerade deshalb. این سخ…C2فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
- das Publikumتماشاگران؛ مخاطبانکسانی که در یک برنامه تماشا میکنند یا گوش میدهند. نمونه: Das Publikum applaudierte am Ende minutenlang. در پایان تماشا…B2فرهنگ و فراغت
- das Schuldgefühlاحساس گناهاحساس ناخوشایند اینکه کار اشتباهی کردهاید. نمونه: Viele Migranten haben Schuldgefühle, weil ihre Eltern allein in Iran…B2خانواده و مردماحساسات و ویژگیها
درخواست واژه