das Mädchen
دختر
A1خانواده و مردم
معنی
کودک دختر یا دختر جوان.
نمونه: Das Mädchen spielt mit seiner Katze.
دختر با گربهاش بازی میکند.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish girl
- DEDeutsch das Mädchen
واژههای مرتبط
- der Enkelنوهفرزند پسر یا دختر آدم. نمونه: Meine Oma hat zwölf Enkel. مادربزرگم دوازده نوه دارد.A2خانواده و مردم
- der Familiennameنام خانوادگی (دری: تخلص)نامی که همهٔ اعضای یک خانواده دارند. نمونه: Schreiben Sie Ihren Familiennamen bitte in Großbuchstaben. لطفاً نام خانوادگ…A1خانواده و مردمادارهها و کارهای اداری
- der Freundدوست؛ دوستپسرکسی که دوستش داریم و به او اعتماد میکنیم؛ همچنین شریک در یک رابطه. نمونه: Ich treffe heute einen alten Freund. امروز یک…A1خانواده و مردم
- der Geburtstagتولد، سالروز تولدروزی که به دنیا آمدهای و هر سال جشن میگیری. نمونه: Alles Gute zum Geburtstag! تولدت مبارک!A1فرهنگ و فراغتخانواده و مردم
- der Generationenkonfliktشکاف نسلهااختلاف یا تفاوت ارزشها میان جوانان و سالمندان. نمونه: In Migrantenfamilien ist der Generationenkonflikt oft besonders s…C1خانواده و مردمسیاست و جامعه
- der Jungeپسرکودک پسر یا پسر جوان. نمونه: Der Junge fährt jeden Tag mit dem Fahrrad zur Schule. پسر هر روز با دوچرخه به مدرسه میرود.A1خانواده و مردم
درخواست واژه