buchen
رزرو کردن
A2سفر و حملونقل
معنی
جا، اتاق یا سفری را از پیش رزرو کردن.
نمونه: Ich habe den Flug online gebucht.
پرواز را اینترنتی رزرو کردم.
به زبانهای دیگر
واژههای مرتبط
- ankommenرسیدنپس از سفر به مقصد رسیدن. نمونه: Wann kommt das Flugzeug in Frankfurt an? هواپیما کی به فرانکفورت میرسد؟A1سفر و حملونقل
- ausgebuchtتکمیل؛ پر (از رزرو)حالتی که هیچ جا یا اتاق خالی باقی نمانده است. نمونه: Zu Weihnachten sind die Hotels in Salzburg oft ausgebucht. در کریسم…B2سفر و حملونقل
- das Auslandخارج (از کشور)همهٔ کشورها بهجز کشور خود آدم. نمونه: Viele junge Iraner möchten im Ausland studieren. بسیاری از جوانان ایرانی میخواهن…B1سیاست و جامعهسفر و حملونقل
- das Autoماشین، خودرو (دری: موتر)وسیلهٔ نقلیهٔ چهارچرخ موتوری برای چند نفر. نمونه: Er fährt jeden Tag mit dem Auto zur Arbeit. او هر روز با ماشین سر کار…A1سفر و حملونقل
- das Denkmalبنای یادبود؛ اثر تاریخیبنا یا مجسمهای که یاد کسی یا رویدادی را زنده نگه میدارد. نمونه: In Weimar steht das Goethe-Hafis-Denkmal. بنای یادبود…B1فرهنگ و فراغتسفر و حملونقل
- das Fernwehشوق سفر به سرزمینهای دوراشتیاق سفر به سرزمینهای دور. نمونه: Jeden Winter packt sie das Fernweh. هر زمستان شوق سفر به جاهای دور به سرش میزند.C1احساسات و ویژگیهاسفر و حملونقل
درخواست واژه