der Gesichtsverlust
از دست دادن آبرو؛ آبروریزی
C2فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
معنی
از دست دادن اعتبار و حیثیت در برابر دیگران.
نمونه: Um einen Gesichtsverlust zu vermeiden, lehnte er das Angebot nicht direkt ab.
برای اینکه آبرویش نرود، پیشنهاد را مستقیم رد نکرد.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish loss of face
- DEDeutsch der Gesichtsverlust
واژههای مرتبط
- das Gedichtشعرمتنی کوتاه به شکل بیت و مصراع، اغلب با قافیه. نمونه: Mein Großvater kann viele Gedichte von Saadi auswendig. پدربزرگم بس…B1فرهنگ و فراغت
- das Gefühlاحساس، حسچیزی که در درون حس میکنی، مثلاً شادی یا ترس. نمونه: Ich habe ein gutes Gefühl für die Prüfung. دربارهٔ امتحان حس خوبی د…A2احساسات و ویژگیها
- das Geschenkهدیه، کادوچیزی که بدون گرفتن پول به کسی میدهی. نمونه: Zum Geburtstag bekommt sie ein Geschenk von uns. برای تولدش از ما هدیه میگ…A2فرهنگ و فراغتزندگی روزمره
- das Ghaselغزلقالب شعری فارسی متشکل از بیتهای همقافیه، اغلب دربارهٔ عشق و عرفان. نمونه: Rückert und Platen ahmten das persische Ghas…C2فرهنگ و فراغت
- das Heimwehدلتنگی برای وطن، غم غربتحس غمانگیز دوری از وطن و دلتنگی برای آن. نمونه: Im ersten Winter in Deutschland hatte ich starkes Heimweh. در اولین زمس…A2احساسات و ویژگیها
- das Kinoسینماجایی که فیلم را روی پردهٔ بزرگ تماشا میکنند. نمونه: Am Freitag läuft ein iranischer Film im Kino. جمعه یک فیلم ایرانی د…A1فرهنگ و فراغت
درخواست واژه