das Unbehagen
ناخرسندی، احساس ناخوشایند
C2احساسات و ویژگیهاسیاست و جامعه
معنی
احساسی مبهم از اینکه چیزی درست نیست.
نمونه: Die neuen Überwachungsgesetze lösen in der Bevölkerung Unbehagen aus.
قوانین تازهٔ نظارتی در میان مردم احساس ناخوشایندی برانگیخته است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish unease, discomfort
- DEDeutsch das Unbehagen
واژههای مرتبط
- das Auslandخارج (از کشور)همهٔ کشورها بهجز کشور خود آدم. نمونه: Viele junge Iraner möchten im Ausland studieren. بسیاری از جوانان ایرانی میخواهن…B1سیاست و جامعهسفر و حملونقل
- das Bildungsbürgertumطبقهٔ متوسط فرهیختهقشری از جامعه که هویت خود را با تحصیلات و فرهنگ تعریف میکند. نمونه: Viele iranische Familien in Deutschland gehören zum…C2آموزش و تحصیلسیاست و جامعه
- das Bleiberechtحق ماندن، حق اقامتاجازهٔ قانونی برای ماندن دائمی در یک کشور. نمونه: Gut integrierte Jugendliche können unter bestimmten Bedingungen ein Bl…C2ادارهها و کارهای اداریسیاست و جامعه
- das Ehrenamtکار داوطلبانهفعالیتی که داوطلبانه و بدون دستمزد برای دیگران انجام میشود. نمونه: Neben dem Studium übernimmt Sara ein Ehrenamt in ein…B2سیاست و جامعه
- das Exilتبعیدزندگی بیرون از وطن بهدلیل آزار و پیگرد در آنجا. نمونه: Viele iranische Künstler leben seit Jahrzehnten im Exil. بسیاری…C1فرهنگ و فراغتسیاست و جامعه
- das Fernwehشوق سفر به سرزمینهای دوراشتیاق سفر به سرزمینهای دور. نمونه: Jeden Winter packt sie das Fernweh. هر زمستان شوق سفر به جاهای دور به سرش میزند.C1احساسات و ویژگیهاسفر و حملونقل
درخواست واژه