FA
IranDeutschland

فرهنگ · اقتصاد · جامعه

der Bürger

شهروند

B1سیاست و جامعه

معنی

کسی که به یک کشور یا شهر تعلق دارد.

نمونه: Alle Bürger dürfen ihre Meinung frei sagen.
همهٔ شهروندان اجازه دارند نظرشان را آزادانه بگویند.

به زبان‌های دیگر

واژه‌های مرتبط