die Bevölkerung
جمعیت، مردم
B1سیاست و جامعه
معنی
همهٔ مردمی که در یک کشور یا مکان زندگی میکنند.
نمونه: Die Bevölkerung im Iran ist sehr jung.
جمعیت ایران بسیار جوان است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish population
- DEDeutsch die Bevölkerung
واژههای مرتبط
- die Behinderungمعلولیتمحدودیت جسمی یا ذهنی دائمی. نمونه: Das Gebäude ist auch für Menschen mit Behinderung gut zugänglich. این ساختمان برای اف…B2سلامتسیاست و جامعه
- die Benachteiligungتبعیض، محرومسازیرفتار ناعادلانه و بدتر با یک فرد یا گروه. نمونه: Viele Bewerber mit ausländischem Namen erleben Benachteiligung. بسیاری…C1سیاست و جامعه
- die Bringschuldتکلیفی که باید خود برای انجامش پیشقدم شدوظیفهای که باید خود برای انجامش اقدام کرد، نه اینکه منتظر ماند. نمونه: Integration ist keine Bringschuld der Zugewander…C2ادارهها و کارهای اداریسیاست و جامعه
- die Chancengleichheitبرابری فرصتهاوضعیتی که در آن همهٔ افراد امکانات برابر دارند. نمونه: Chancengleichheit im Bildungssystem ist noch nicht erreicht. براب…C1آموزش و تحصیلسیاست و جامعه
- die Debattenkulturفرهنگ گفتوگو و مناظرهشیوهٔ بحث و جدل عمومی در یک جامعه. نمونه: Viele beklagen eine Verrohung der Debattenkultur in den sozialen Medien. بسیار…C2سیاست و جامعه
- die Demokratieدموکراسی، مردمسالاریشکلی از حکومت که در آن مردم دولت را انتخاب میکنند. نمونه: Im Integrationskurs lernen wir viel über die Demokratie in De…B1سیاست و جامعه
درخواست واژه