das Geschenk
هدیه، کادو
A2فرهنگ و فراغتزندگی روزمره
معنی
چیزی که بدون گرفتن پول به کسی میدهی.
نمونه: Zum Geburtstag bekommt sie ein Geschenk von uns.
برای تولدش از ما هدیه میگیرد.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish present, gift
- DEDeutsch das Geschenk
واژههای مرتبط
- der Alltagزندگی روزمرهزندگی عادی با کارهایی که هر روز انجام میدهیم. نمونه: Im Alltag spreche ich mit meinen Kindern Deutsch und Persisch. در…B1زندگی روزمره
- abholenتحویل گرفتن؛ دنبال کسی رفتنبه جایی رفتن و کسی یا چیزی را با خود آوردن. نمونه: Ich hole mein Paket bei der Post ab. بستهام را از ادارهٔ پست تحویل م…A2زندگی روزمره
- abschließenقفل کردندر یا چیز دیگری را با کلید بستن. نمونه: Vergiss nicht, die Wohnungstür abzuschließen. یادت نرود در آپارتمان را قفل کنی.A2زندگی روزمرهخانه و مسکن
- abwechslungsreichمتنوعدارای چیزهای گوناگون، بهطوری که خستهکننده نشود. نمونه: Eine abwechslungsreiche Ernährung ist wichtig für die Gesundhei…B2زندگی روزمرهخوراک و نوشیدنی
- allerdingsالبته؛ اماواژهای برای بیان محدودیت یا تضاد. نمونه: Die Wohnung ist schön, allerdings ziemlich teuer. آپارتمان قشنگ است، البته نسب…B2زندگی روزمره
- altپیر؛ کهنه، قدیمیسالهای زیادی زنده یا موجود؛ نه نو و نه جوان. نمونه: Wie alt bist du? - Ich bin dreißig. چند سالت است؟ - سی سالم است.A1زندگی روزمره
درخواست واژه