das Brauchtum
آداب و رسوم
C1فرهنگ و فراغت
معنی
همهٔ آداب و سنتهایی که در یک گروه یا منطقه حفظ میشوند.
نمونه: Zum persischen Brauchtum gehört das Feuerfest am letzten Mittwoch des Jahres.
چهارشنبهسوری در آخرین چهارشنبهٔ سال بخشی از آداب و رسوم ایرانی است.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish customs, traditions
- DEDeutsch das Brauchtum
واژههای مرتبط
- das Festجشنبرگزاری شادی به مناسبتی ویژه. نمونه: Nouruz ist das wichtigste Fest im Iran. نوروز مهمترین جشن در ایران است.A2فرهنگ و فراغت
- das Feuilletonبخش فرهنگ و هنر روزنامهبخش فرهنگی روزنامه با نقدها، جستارها و بحثها. نمونه: Das Feuilleton lobte den neuen Film des iranischen Regisseurs. بخش…C2فرهنگ و فراغت
- das Gedichtشعرمتنی کوتاه به شکل بیت و مصراع، اغلب با قافیه. نمونه: Mein Großvater kann viele Gedichte von Saadi auswendig. پدربزرگم بس…B1فرهنگ و فراغت
- das Geschenkهدیه، کادوچیزی که بدون گرفتن پول به کسی میدهی. نمونه: Zum Geburtstag bekommt sie ein Geschenk von uns. برای تولدش از ما هدیه میگ…A2فرهنگ و فراغتزندگی روزمره
- das Ghaselغزلقالب شعری فارسی متشکل از بیتهای همقافیه، اغلب دربارهٔ عشق و عرفان. نمونه: Rückert und Platen ahmten das persische Ghas…C2فرهنگ و فراغت
- das Kinoسینماجایی که فیلم را روی پردهٔ بزرگ تماشا میکنند. نمونه: Am Freitag läuft ein iranischer Film im Kino. جمعه یک فیلم ایرانی د…A1فرهنگ و فراغت
درخواست واژه