die Beklommenheit
دلشوره، تنگی دل
C2احساسات و ویژگیها
معنی
احساسی خفهکننده از ترس و نااطمینانی.
نمونه: Mit Beklommenheit betrat er nach zwanzig Jahren wieder den Flughafen Imam Chomeini.
او پس از بیست سال با دلشوره دوباره پا به فرودگاه امام خمینی گذاشت.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish apprehension, uneasiness
- DEDeutsch die Beklommenheit
واژههای مرتبط
- der Genussلذت؛ مصرفلذت بردن از چیزی خوشایند، بهویژه خوراک و نوشیدنی؛ همچنین مصرف. نمونه: Ein gut gelungener Tahdig ist ein echter Genuss.…C1احساسات و ویژگیهاخوراک و نوشیدنی
- der Gesichtsverlustاز دست دادن آبرو؛ آبروریزیاز دست دادن اعتبار و حیثیت در برابر دیگران. نمونه: Um einen Gesichtsverlust zu vermeiden, lehnte er das Angebot nicht di…C2فرهنگ و فراغتاحساسات و ویژگیها
- der Gleichmutخونسردی، آرامش درونیآرامشی درونی که هیچ چیز آن را برهم نمیزند. نمونه: Mit bewundernswertem Gleichmut ertrug sie die lange Wartezeit beim Am…C2احساسات و ویژگیها
- der Grollکینه، دلخوریخشمی پنهان و دیرپا نسبت به کسی. نمونه: Sie hegt keinen Groll gegen ihre frühere Chefin. او هیچ کینهای از رئیس پیشینش به…C2احساسات و ویژگیها
- der Respektاحترامنگرشی که با آن به دیگران ارج مینهیم. نمونه: In unserer Familie haben wir großen Respekt vor älteren Menschen. در خانواد…B1احساسات و ویژگیهاسیاست و جامعه
- der Rückhaltپشتیبانی؛ پشتوانهحمایتی که از دیگران دریافت میکنیم، بهویژه در روزهای سخت. نمونه: Ohne den Rückhalt meiner Familie hätte ich das Studium…C1خانواده و مردماحساسات و ویژگیها
درخواست واژه