FA
IranDeutschland

فرهنگ · اقتصاد · جامعه

der Opa

پدربزرگ (دری: پدرکلان)

A1خانواده و مردم

معنی

پدر پدر یا مادر تو.

نمونه: Mein Opa erzählt gern Geschichten aus Isfahan.
پدربزرگم دوست دارد از اصفهان قصه تعریف کند.

به زبان‌های دیگر

واژه‌های مرتبط