das Frühstück
صبحانه (دری: ناشتا)
A1زندگی روزمرهخوراک و نوشیدنی
معنی
نخستین غذای روز در صبح.
نمونه: Am Sonntag machen wir ein großes Frühstück.
یکشنبهها صبحانهٔ مفصلی میخوریم.
به زبانهای دیگر
- ENEnglish breakfast
- DEDeutsch das Frühstück
واژههای مرتبط
- dennochبا این حال؛ با وجود اینبا وجود این؛ هرچند دلیلی برخلاف آن هست. نمونه: Es war kalt, dennoch haben wir im Park gegrillt. هوا سرد بود، با این حال…B2زندگی روزمره
- der Alltagزندگی روزمرهزندگی عادی با کارهایی که هر روز انجام میدهیم. نمونه: Im Alltag spreche ich mit meinen Kindern Deutsch und Persisch. در…B1زندگی روزمره
- der Amtsschimmelکاغذبازی اداریمحاورهای و طعنهآمیز: بوروکراسی افراطی و دستوپاگیر. نمونه: Bis sein Abschluss anerkannt wurde, musste er gegen den Amt…C2زندگی روزمرهادارهها و کارهای اداری
- der Apfelسیبمیوهای گرد به رنگ قرمز، سبز یا زرد. نمونه: Ein Apfel kostet hier fünfzig Cent. اینجا یک سیب پنجاه سنت قیمت دارد.A1خوراک و نوشیدنی
- der Aufwandزحمت؛ هزینهوقت، نیرو یا پولی که برای چیزی لازم است. نمونه: Der Aufwand für die Anerkennung hat sich am Ende gelohnt. زحمتی که برای…B2زندگی روزمرهکار و شغل
- der Behördengangمراجعه به اداره، کار اداریرفتن به یک اداره برای انجام کاری رسمی. نمونه: Für Neuankömmlinge ist jeder Behördengang am Anfang eine Herausforderung.…B2زندگی روزمرهادارهها و کارهای اداری
درخواست واژه